تبليغاتX
تو هرگز نخواهی کُشت - ديدار با استاد سمندريان

جمعه چهارم اردیبهشت 1388

ديدار با استاد سمندريان

 

 دوستم سعيد تصميم گرفته بود كه وارد كلاسهاي بازيگري استاد سمندريان بشه واين دوره رو بگذرونه.باهم رفتيم به محل كارگاه استاد - كانون آموزش هاي هنري سمندريان،واقع در خيابان شريعتي،انديشه ي يكم - اولين باري بود كه اونجا مي رفتم.وارد شديم،جمعيتي عظيم فضاي كوچك كارگاه رو چنان پوشانده بود كه تنفس را دشوار مي كرد.اولين سوال را از خودم پرسيدم: چقدر آدم عشق بازيگري؟ و دومين سوال را سعيد از من پرسيد:چرا كارگاه اينقدر حقيرانه وكوچك است،آيا معادل هاي سمندريان وامثال وي دركشورهاي ديگرنيز چنين شرايطي دارند؟خلاصه سعيد فيش واريزي مصاحبه -6000تومان- را تحويل داد وبه انتظار نشستيم.اين مجموعه ي گونه گون از آدم هاي عشق سينما،عشق تئاتر،خرپول،بي پول،دردمند،بي عار ودرد و.....ذهنم را به خود مشغول كرده بود.نوبت مصاحبه ي سعيد شد از مسئول كارگاه خواستم كه اجازه دهد من نيز جهت تماشاي استاد - فقط وفقط تماشا- با سعيد وارد شوم.ولي مخالفت كرد.حسي سراغم اومده بود كه مي گفت بايد ديدش،با اينكه قبل از اينها بارها با وي برخورد داشته بودم ولي نه استاد خاطرش بود ونه من از اين ديدارها ارضا شده بودم و نه ازاين ديدار احتمالي دل مي كندم.مصاحبه ي سعيد كه تمام شد گفتم من نيز مصاحبه مي دهم.هماهنگي شد و براي اولين بار با استاد تنها شدم.او سوال مي كرد ومن درحالي كه محو بزرگي اش شده بودم،پاسخ مي دادم.پس از آن نوبت به اتود شد و بعد تمام.آمدم بيرون، حق ويزيت را دستي پرداختم وخارج شديم.روز قشنگي بود 10الي 15 دقيقه با او تنهابودم،تنهاي تنها.

فردا كه تماس گرفته شد هر دو مورد پسند استاد واقع شده بوديم.اما افسوس كه شرايط كاري ام اجازه ي شاگردي استاد را در اين مقطع نمي دهد.سعيد ثبت نام كرد وهم اكنون كلاس ها آغاز شده است.به من هم بطور استثنا يك ترم مرخصي داده شد...تا شروع ترم آبان...آيا شرايط...؟؟!!   

 

نوشته شده توسط رضا بهارلو در 22:18 |  لینک ثابت   •